پشت دریاها
پشت دریاها شهری است که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است. 
قالب وبلاگ
نويسندگان

                         

 
من و مادر کنار دار قالی
همیشه روز و شب مشغول کاریم
در این تنها اتاق خالی باید
میان باغ قالی گل بکاریم

ولی فرش اتاق ما
به جز یک گلیم کهنه
چیز دیگری نیست
تمام زحمت روز و شب ما
خدا داند برای خانه ی کیست

همیشه با نخ خوش رنگ باید
ببافم شاخه ها را بوته ها را
تمام نقش قالی های ما هست
پر از گلهای رنگارنگ و زیبا

من و مادر کنار دار قالی
همیشه روز و شب مشغول کاریم
در این تنها اتاق خالی باید
میان باغ قالی گل بکاریم

ولی یک روز نقشی می کشم من
که شاید بهتر از هر نقش باشد
ببافم با دو دستتم فرشی آن روز
که نقشش خانه ای بی فرش باشد

ولی یک روز نقشی می کشم من
که شاید بهتر از هر نقش باشد
ببافم با دو دستتم فرشی آن روز
که نقشش خانه ای بی فرش باشد
[ ۱۳٩٤/۱۱/۱٧ ] [ ٢:٥٢ ‎ق.ظ ] [ شیش کوچولو ]

در دل من چیزی است

مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بی‌تابم

که دلم می‌خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه

دورها آوایی است،که مرا می‌خواند...

[ ۱۳٩٤/٢/۱٩ ] [ ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ] [ شیش کوچولو ]

3 آبان ماه سال 92...بعد ازصدها کیلومتر رکاب زدن...تابلو آبی رنگ مشهد 5 کیلومتر...

و حالا من و مریدا بوی عطر مشهد الرضا را بیشتر از پیش حس میکردیم...

چه ثانیه های پر طراوتی بود...ثانیه هایی مالامال از "عشق سبز"...

ثانیه هایی که با زمزمه ترانه غلامرضا صنعتگر همراه شده بود...

"میشه ضامنم بشی"

اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو

به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو

دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی

کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی

(عکس از دوست دوچرخه سوار محمد حسین محمود زاده)

اومدم همسایه های پاپرت رو دون بدم دلمو رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم

روبروی گنبدت سجده کنم سلام بدم

خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم

(ینی میشه امسال هم این ثانیه های سبز تکرار بشند...)چشمخیال باطل


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/۱/٥ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ شیش کوچولو ]
در سمت توام
دلم باران.دستم باران ، دهانم باران ، چشمم باران...
روزم را با بندگی تو پا گشا میکنم
هر اذانی که می وزد پنجره ها باز میشوند
یاد تو کوران میکند
هر اسم تو را که صدا میزنم،
ماه در دهانم هزار تکه می شود
 
   
 
کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم
کفش های ماه را به پا کردم
دوباره عازم توام
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست...
زندگی همین حالاست...
 
[ ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ شیش کوچولو ]

امروز 18 فروردین 1393....سلام دوستان عزیز...

هرچند دیر ولی جادارد نوروز باستانی و فرا رسیدن سال جدید را به همه شما دوستان خوبم تبریک بگویم.آرزویم برای همه در سال جدید "سلامتی" است که همانا آرزوی قلبیم به وقت تحویل سال نیز بود.

           

سال 1392 را با تمام فراز و نشیبهای شیرین و تلخش پشت سر گذاشتیم و سال 93 را  با این امید که سالی عاری ازخشونت و  مالامال از امید،صلح و نجابت باشد...آغاز کردیم.یقین دارم باکمک خداوندبزرگ چنین نیز خواهد شد.

                                        سفره هفت سین 93 

               

 

شرمنده و خجالت زده شما به خاطر تاخیر طولانی در روایتگری اولین سفر دوچرخه ایم به مشهد مقدس....دوستان عذرخواهی قلبی مرا بپذیرید،از این که گفتم و عمل نکردم....قرار براین بود که بی فوت وقت و گام به گام از اتفاقات پیش آمده،تلخی ها و شیرینی های سفر بنویسم.اما چه کنم که نشد.خوب میدانم هر دلیلی بیاورم،بهانه است.

         گذشت و بزرگی شما را باور دارم....و باور دارم که بر من میبخشید.

     

و اینک بعد از چند ماه دلم برای آن سفر خاطر انگیز و جاده کویریش تنگ شده و  اینجا آمده ام  برای گفتن از دلتنگی های سفر...گفتن از سفری زیبا و دلنشین...با طعم و مزه ای متفاوت از سفرهای پیشین...

سفری به رنگ سبز زیارت امام رضا (ع)...

سفری به رنگ سبزحفظ محیط زیست...

سفری عاشقانه...

             سفری برای یوزپلنگ ایرانی

            

واقعیت این است که خود را ازحامیان واقعی محیط زیست نمیدانم.اما به تبعیت از امامی که خود بزرگترین حامی محیط زیست بود - و آن روایت شنیدنی در ضمانت ایشان از آهو...- بر آن شدم تا در این سفر قدمی کوچک برای حفظ محیط زیست بردارم. و این شد که تصمیم گرفتم در طول مسیر حرکت از به خطر افتادن زندگی بی نظیرترین گربه سان ایرانی یعنی "یوزپلنگ" بگویم.باشد که این قطره تلنگرها دریا شوند،به خروش آیند و...

 

این سفر در سه مرحله مجزا و با پیمودن مسافت 2500 کیلومتر و در یک بازه زمانی 60 روزه به سر انجام رسید.

اولین مرحله سفر منهای 10 کیلومتر،تماما با دوچرخه طی شد: 

نایین - مشهدمقدس. طول مسیر:1000 کیلومتر...مدت زمان:14 روز

مرحله دوم سفر که تماما با دوچرخه طی شد:

مشهد مقدس - تهران بزرگ...طول مسیر:1000 کیلومتر...مدت زمان:21 روز...

و مرحله سوم و پایانی سفر که تماما با ماشین طی شد:

تهران بزرگ-نایین...طول مسیر:500 کیلومتر

روایت دو روز نخست این سفر  60روزه،در ادامه مطلب.....

(برای دیدن سایز بزرگتر عکسها لطفا کلید های ctrl و + را هم زمان فشار دهید.و برای بازگشت به حالت قبلی کلیدهای  ctrl و - را هم زمان فشار دهید
سپاس از شما)


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/۱/۱۸ ] [ ۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ شیش کوچولو ]

هوالحق

نوازش صورتم را با قطرات باران آسمان تو دوست دارم .خداوندا خودت گفتی که مهربانیت بی دریغ ، بی منت و بی اندازه همه ی مخلوقاتت را در آغوش میکشد  ... اما در این دنیا کسانی هستند که بخشش تو را برای خود می دزدند .... کودکان خیابانی این زمین را می بینی ... می دانم که در دلشان حضور داری...

         

خدایا دیگر از خیس شدن صورتم و قدم زدن زیر باران تو خوشحال نمی شوم ... وقتی می بینم کودکانت فال به دست سر هر خیابان و چراغ قرمزی که برای من  معنای توقف اجباری را دارد، دست نیاز به کسانی دراز میکنند که باران تو برای آنها شیرین و برای کودکانت ...

          

شاید تلخ نباشد اما باریدن هر قطره یادآور سرما، بی مهری و خیس شدن برگه های فالی است که از تک نخ سیگار مردهای این زمانه...نه ...نامردهای این زمانه که با دود خاکستریش گلوی خود را  می نوازند ارزان تر است .

       

خدایا دیگر بارانت را نمی خواهم به خیس شدن پاهای برهنه یک کودک و لرزش دستان کوچکش نمی ارزد ...باران عشق تو بهاء سنگینی دارد و شانه های من و من هایی مثل من تحمل پرداخت این بهاء را ندارند ...

                                         "به آسمانت بگو دیگر نبارد ...."

[ ۱۳٩٢/۱۱/٧ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ شیش کوچولو ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب